مرده شور

 

آیکون یه قله نشین عصبانی

مرده شور این گوگل ریدر رو ببره که از وقتی اختراع شده ، ملت از توش وب لاگهای تازه آپ شده رو میخوونن و یادشون میره باید کامنت بذارن

حالا اگه از فردا من همه پستهام خصوصی شد گله نکنید

ولله ِ آمار کامنت دونی من از 15 تا در ماه رمضون به سه تا پست 1دونه کامنت رسیده

Advertisements

88/8/8

عروسی 2

 

ظهر شنبه ساعت 14:28 دقیقه اینجانب در کارتابلم یک عدد نامه مدت دار که تازه ازمدتش هم گذشته بود مشاهده کردم ، نامه 28 مهرماه به کارتابلم ارسال شده بوده و من خنگول که تازه اشم خیلی منتظر این نامه بودم اصلاً ندیدمش و…. روز 2 آبان اونم در واپسین دقایق ساعات کاری ! سه روز هم که مرخصی داشتم ، اصلاً هم فرصت نداشتم بمونم اضافه کاری و اونو انجام بدم ، وقتم فول تایم پر بود !

با معاونت هماهنگ کردم ، نامه رو با گردن کج و کلی شرمساری به معاونت ارجاع دادم تا خودشون یه لطفی بکنن ویکی از همکارا رو واسه انجامش در نظر بگیرن ! ، جهت تکمیل فرمها پیش نویس رو گذاشتم رو میز آلیس و سفارشات لازم رو هم نمودم به آقای م.ا

جولیای عزیزم لطف نمودن و منو رسوندن خونه ، بدو بدو طول کوچه رو طی کردم کلید انداختم دیدم بـَه هیشکی خونه نیست !

ناهار خوراک لوبیا داشتیم که البته قرار بود استانبولی پلو بشه ولی کسی تو خونه نبود که طبخ ناهار رو بر عهده بگیره

ساعت 15:30 مامان وقت آرایشگاه داشت ، مامان رو که بردم تا موهاشو رنگ کنه ، خودم رفتم کمی گل کاغذی و روبان و کاغذ رنگی واسه کادو کردن لوازم داماد خریدم

لباس مامان رو از خیاطی گرفتم ،اومدم دنبال مامان رفتیم گل فروشی یه دسته گل داوودی سفارش دادم و رفتیم یه چند تیکه لوازم آرایشی خریدیم و با دسته گل رفتیم خونه آبجی خانوم

قرار بود فامیل نزدیک بیان وسایل عروس – داماد رو ببینن که خدای نکرده کم و کسری نداشته باشه

خونه آبجی خیلی خوشمل شده بود و تقریباً دکوراسیون سفید-سیاه بود.

عمه رو که رسوندم در خونه اشون با مامان رفتیم یه قواره مانتو – شلوار واسه مادر داماد ، یه جعبه شکلات واسه داماد خریدیم و اومدیم خونه

فیروزه جون لطف کردن و اومدن وسایل داماد رو با سلیقه و ذوق بسیارشون کادو پیچی کردن تا ساعت 00:10 بامداد

ساعت دو بامداد دیگه خوابیدم !

صبح هم مثل یک عدد کـُـزت شال به کمر بستیم و بشور و بساب خونه آغاز شد ، همه جا رو جارو زدم و نظم و ترتیب دادم تا عصر

عصری رفتم یه سر آرایشگاه و از اونجا هم ترنم تل زد که بیا بریم مزون لباسم رو ببین

ساعت 19:30 قرار بود واسه حنا بندون و بارکشون عروس بیان خونه امون کلیه فامیل

ساعت 18:30 رسیدم خونه نفهمیدم چه جوری خودمو جمع و جور کنم ! مامان میگه بیا میوه ها وشیرینی ها رو بچین تو ظرف ، جا داشت موهای کله امو بکنم ، ولی خیلی مضطرب گفتم من وقت ندارم باید برم دوش بگیرم ، گرد و خالی و کفیث هستم ، مامان هم دید راست میگم دیگه چیزی نگفت

خانوم همسایه ، یعنی مامان دوست صمیمی متین اومده بود کمک مامان با یه عالمه بشقاب و لیوان

20دقیقه دوش گرفتم ،15 دقیقه با تل تو حموم حرف میزدم ! و 10 دقیقه هم لباس پوشیدن و آرایش قبل مهمونی !

البته عمو و دائی بابا تو خونه نشسته بودن که من مثل فرفره دور خودم میچرخیدم و مشغول آماده سازی بودم

مهمونا رسیدن ، بزن و بکوب شروع شد ، فامیل داماد کلهم رقاص و اهل قر و فـِـر

فامیل عروس هم سنگین و رنگین سرجاشون نشسته بودن

کاش حداقل یه تکونی میدادن کمک خواهر عروس میکردن که از کت وکول افتاده بود صبحی ، حالا هم پذیرایی مهمونا گردنش افتاده!

ماشالله دارن ولا! نه که اصلاً کمک نکنن ولی خدائیش خیلی ها انگار واقعاً مهمون بودن نه صاحب مجلس

اول مراسم بامزه حنا بندون ، که به جز زن عموی مامان سینا ، هیشکی واقعاً دستاشو حنا نکرد و فقط نمایشی انگشت تو ظرف حنا که عروس تعارف میکرد زدن وبعدشم دستاشونو شستن.

سپس مراسم بازگشایی وسایل عروس واعلام هدایا

بعدش مراسم بازگشایی وسایل داماد واعلام هدایا

پ.ن: به دلیل ذیق وقت فقط بارکشون عروس داشتیم و فرصت نشد که بریم خونه داماد و وسایل داماد رو با اجازه از مادر داماد همون خونه ما تحویل دادن رفت


مسأله 16ـ عدول، یعنى تغییر تقلید از مجتهدى به مجتهد دیگر، جایز نیست بنابر احتیاط واجب، مگر آن كه مجتهد دوم اعلم باشد و اگر بدون تحقیق عدول كرده باید بازگردد.

مسأله 17ـ هرگاه فتواى مجتهد تغییر كند باید به فتواى جدید عمل شود، امّا اعمالى را كه مطابق فتواى سابق عمل كرده (مانند عبادات یا معاملاتى كه انجام داده) صحیح است و اعاده لازم ندارد، همچنین اگر از مجتهدى به مجتهد دیگر عدول كند، اعاده اعمال سابق لازم نیست.

مسأله 18ـ هرگاه مدّتى تقلید كرده امّا نمى داند تقلید او صحیح بوده یا نه، نسبت به اعمال گذشته اشكالى ندارد، امّا براى اعمال فعلى و آینده باید تقلید صحیح كند.

مسأله 19ـ هرگاه دو مجتهد مساوى باشند، مى توان بعضى از مسائل را از یكى و بعضى را از دیگرى تقلید كرد.

مسأله 20ـ فتوا دادن و اظهار نظر كردن در مسائل شرعى براى كسى كه مجتهد نیست (یعنى قادر به استنباط احكام از مدارك و دلایل آن نمى باشد) حرام است و هرگاه بدون اطّلاع اظهار نظر كند، مسؤول اعمال تمام كسانى است كه به گفته او عمل مى كنند.

عروسی 1

 

حرف زیاد و خاطره ها بسی زیادتر

اما همین قدر بسنده بنمائیم که ما حدوداً 500 در این عروسی پیاده شدیم و انشالله که بابای هیراد بیاید وما را سوار بر اسب سفید خود بنماید و گرنه بی چاره میشویم اساس و فردا باید با شـِل رانی  ِ هلو به دیدارمان – در زندان 20 کیلومتر خارج شهر بیرجند و در بند مخصوص مجرمان چک برگشتی – بیایید

در اردی بهشت ماه 88 و در سفر به تهران پایتخت یک فقره لباس ماکسی شرابی رنگ به قیمت 67 هزار تومان از کوچه برلن خریداری نمودیم

200 هزار به داماد و عروس هدیه نمودیم

2هزار جهت اصلاح صورت پشمالویمان به آرایشگر عرضه کردیم

19 هزار یک فقره مانتو جهت امور خارج از سالن خریداری نمودیم

550 جوراب ،3000 اینو گفتن نگین زشته 

3 هزار رژ گونه ، 2هزار لاک

20 هزار پارچه کت دامن مجلس پاتختی و 30 هزار هم پول دوخت همین پارچه ها

27 هزار کفش پاشنه 10 سانتی

30 هزار کادو پاتختی

25 هزار جهت آرایش مو و صورت در شب عروسی

6هزار هم آرایش مو در عصر پاتختی

ها ماشالله حسابداراش چرتکه بندازن ، چقد شد؟

445 ؟

تازه رفتم آتلیه 5 تا عسک خوشمل هم از خودمان گرفتیم که یقیناً30 هزارتایی هم اونجا پیاده خواهیم شد

بماند که خیلی از لوازم را یا نخریدیم و یا پیچیوندیم و یا هم …..

آهام تا یادم نرفته 2 هزار هم واسه یه ست گوشواره – گردنبند همرنگ لباسمان خریداری نمودیم

پ.ن : این دخمل کوچیک در این عکس ، الان بانوی خونه شده ، ترنم عزیزم پیوندت با آقا سینا مبارک


مسأله 14ـ هرگاه كسى مدّتى اعمال خود را بدون تقلید انجام داده، سپس تقلید كند، اگر اعمال سابق، مطابق فتواى این مجتهد باشد صحیح است و گرنه باید اعاده كند، همچنین است اگر بدون تحقیق كافى از مجتهدى تقلید نموده.

مسأله 15ـ هرگاه كسى در نقل فتواى مجتهدى اشتباه كرده باید بعد از اطّلاع، صحیح آن را بگوید، و اگر در منبر و سخنرانى گفته باید آن را در جلسات مختلف تكرار كند تا كسانى كه به اشتباه افتاده اند از اشتباه درآیند، امّا اگر فتواى آن مجتهد تغییر كرده، اعلام تغییر بر او لازم نیست.

حاضر

سلام و صبح سرکاران علیه  و جنابان عالیه بخیر

به حمد ولطف الهی خواهرمون ُ شوهر دادیم رفت و همه چی به خیری وخوشی تمام شد

عارضم خدمتتون که امروزانه بسی خسته و کوفته و خواب آلوده می باشیم

خانم آلیس هم تشریف نیاورده اند اداره و ظاهراً دچار آنفلانزا از نوع d «منظور همان دو در از محل کار » می باشند (خدا شفای عاجل عطا کند)

اتاق بسی سوت و کور می باشد ، به همان دلیلی که در ذیل اشاره شده بود «بروید بخوانید چه لزومی دارد ماهی توضیح بدهیم«

ضمناً من گشنه می باشم و خیلی خوب شد صبحی دو برش نان لواش برای خودمان آوردیم و خیلی هم بهتر شد که بوفه اداره باز بود  و گرنه از گشنه گی پس افتاده بودم !

از دست این آلیس ، واسه اش از کیک عروسی یه کم آورده ام حالا باید برم بذارم تو یخچال بوفه ، خدا کنه کسی نخوردش تا فردا.

رادیو هم که قربونش برم امروز گیرنده هاشون پارازیت میداشته باشد و عینهو سی دی خط دار هی تیک تیک میکنه

رئیس هم که چپ و راست تلفن میکنه و احضار میکنه اتاقش…

روز بسی خنک و دلپذیری هست

اعلانیه

 

سلام و صبح شنبه دوست جوووووونا «آیکون مخصوص موهای آریان» بخیر و شادی

اولا ً اعلام کنم اینجانب ترگل خانوم بسیار بسیار دوست داشتنی مقادیری دلواپس می باشیم که انشالله تا ساعاتی دیگر دلواپسی مان جایش را به شادمانی بدهد «آمین»

ثانیاً به  دلیل عروسی آبجی خانوم از فردا مورخ 3 آبان ماه 88  تا صبح روز6 /8/88 بنده مفقود الاثر خواهم شد ، نگران نباشید در صحت وسلامت مشغول رسیدگی به امورات خانه و خانواده خواهیم بود

ثالثاً از امروز تمامی ِ  پستهایی که در مورد اداره نوشته خواهد شد و طبق طبقه بندی ما در فهرست موضواعات «اداره نوشت» می باشد داری رمز خواهد بود ، شرمنده که مجبورین قدم رنجه کنید و پسورد مطالبه کنید

ختم کلام : گله گذاری و شیرینی می خوام و….. ها رو بی خیال ، انشالله عروسی خودم و بابای هیراد همه اتون دعوت هستین به صرف شربت و شیرینی و شام

تصمیم کبری

 

دیروز موقع رفتن آلیس میگه